۱۳۹۶ چهارشنبه ۶ ارديبهشت ساعت 1:37 AM

عکس روز

22 بهمن در شهرهای کردستان ایران

نظرسنجی

آخرین اخبار
پ ک ک :رفراندوم در اقلیم کردستان عراق تاکتیک مسعود بارزانی برای فرار از مشکلات تلقی می شود
شعارهای ترامپ و رویا پردازی اپوزیسیون
اوضاع متشنج تشکیلات حزب منحله دمکرات در اروپا
وفای به عهد در حزب منحله دمکرات، سعدی محمدی و کاوه بهرامی
تغییر ساختار حزب منحله دمکرات؛توطئه هجری یا طرحی اساسی
پایین کشیدن مجسمه شاه و پدرش در سنندج
مستند ترور هاشم زینالی بزودی از پرس تی وی
بی خیالی مصطفی هجری نسبت به کشته شدن اعضای حزب دمکرات
محمد صدیق کبودوند آزاد شد
زلزله سیاسی در بریتانیا و چشم‌های نگران اپوزیسیون+بوومه‌له‌رزه ی سیاسی له به ریتانیا و چاوه نیگه رانه کانی ئوپوزسیون
شکست 23سال تجربه حاکمیت در اقلیم کردستان+شکه ستی 23 سال ئه زموونی حکومه ت له هه ریمی کوردستان
چمن گُلی و کوتوله های قومیت گرا+چه مه ن گولی و کورتیله کانی تائیفه گه ری
فوری/پ.ک.ک تهدید کرد به کمپ های حزب دمکرات حمله نظامی می کند+به په له/پ.ک.ک هه ره شه ی ئه وه ی کرد که هیرشی چه کداری بو سه ر که مپه کانی حیزبی دیموکرا ده کات
انتشار فیلم دوربین های مدار بسته هتل تارای مهاباد و اثبات بی گناهی مسئول هتل+بلاوکردنه وه ی گرته ی کامیراکانی هوتیل تارای مه هاباد و سه لماندنی بی تاوانی خاوه ن هوتیل
مهاباد در سوگ فریناز خسروی و لاشخوران به فکر کاسبی خود به هر قیمتی+مه هاباد له ماته مینی فه ریناز خوسره وانی و لاشخۆره کانیش له بیری که سابه ت و بازاری خویان به هه ر نرخی؛
ُکرد ایرانی؛ شهروند درجه 2 در کردستان عراق+کورده کانی ئیران،وه کوو شارومه ندانی پله دوو له کوردستانی عیراق مامه له یان له گه ل ده کری
کرمانج ‌های خراسان هدف جدید گروهک تجزیه طلب پژاک+کورده کرمانجه کانی خوراسان ئامانجی نوی تاقمی تیروریست و جیایی خوازی پژاک
احزاب تجزیه طلب دمکرات،اتحاد پیشکش؛لطفا همدیگر را قتل و عام نکنید!!!+لایه نه جیایی خواز و ئاژاوه گیره کانی دیموکرات،یه کگرتنه وه پیشکه شتان بی زه حمه ت یه کتری قه‌راچۆ و له ناو مه به ن !!!
بازخوانی بمب‌گذاری سلطنت طلبان در شیراز
اختلاف‌افکنی بین کشورهای مسلمان به سبک BBC+ناکۆکی و ئاژاوه نانه وه له نیوان ولاته موسلمانه کان به شیوازی BBC

فیلم

آرشیو خبر آمار بازدید: 4158 کد مطلب: 686  
21 مرداد سال 61؛ کوچ خونین شهیدان طاهری،میرجلیلی،طهماسبی

روایتی از شهدای شكنجه های منافقین/ اتوی داغ، آب جوش، گاز پیكنیكی بر روی بدن پاسدارها+عکس

آکام نیوز
آکام نیوز:پرونده سازمان منافقین بقدری ننگین است كه حتی بازخوانی یكی از جنایتهای این سازمان، ننگ و نفرت ابدی را متوجه آن می كند. یكی از این جنایتها شكنجه سه تن از پاسداران انقلاب اسلامی به نام طالب طاهری،محسن میرجلیلی،شاهرخ طهماسبی است كه در 21 مرداد سال 61 به وقوع پیوست.
۱۳۹۱ دوشنبه ۲۳ مرداد ساعت 07:58

آکام نیوز:پرونده سازمان منافقین بقدری ننگین است كه حتی بازخوانی یكی از جنایتهای این سازمان، ننگ و نفرت ابدی را متوجه آن می كند. یكی از این جنایتها شكنجه سه تن از پاسداران انقلاب اسلامی به نام طالب طاهری،محسن میرجلیلی،شاهرخ طهماسبی است كه در 21 مرداد سال 61 به وقوع پیوست.

متن زیر شرح دلخراش این جنایت است كه توسط یكی از شكنجه گران اعتراف شده است. خواندن این اعتراف همانقدر كه انسان را از منافقین و حمایت كنندگان خبیث آنها متنفر می كند، قدر و ارش انقلاب اسلامی را در پیش چشم او بالا می برد.

شکنجه نیروهای انقلابی و حتی عناصر سازمان به وسیله تیم های ویژه بود. مرکزیت منافقین براین گمان بود که بدون نفوذ عناصر وابسته به حکومت درمیان اعضا و هواداران سازمان که امکان دست گیری های پی در پی و کشف خانه های تیمی در تهران و شهرستان ها وجود ندارد. بنابراین به عنوان یکی از وظایف – یا به اصطلاح خطاها – مقرر شده بود که عناصر مشکوک ربوده شوند و در خانه های تیمی مورد شکنجه قرار بگیرند تا بتوان به ماهیت عناصر وابسته به حکومت در بدنه سازمان پی برد.

در این مورد برای مسئله دار نشدن اعضا و هواداران، گفته می شد که این روش موقت است و پس از رسیدن به اهداف، کنار گذاشته خواهد شد. یکی از شکنجه گران منافق – مهران اصدقی – در این باره گفته است "به کلیه خانه های تیمی این خط را داده بودند که اگر در اطراف خانه افراد مشکوکی را دیدید، آن ها را بگیرید و سریع اقدام کنید. آن ها را بدزدید و به خانه تیمی ببرید و شکنجه کنید و اطلاعات بگیرید."


بعد از اینکه این خط به ما داده شد تعداد زیادی حکم های جعلی کمیته و سپاه به ما داده شد و از طرف مسوولم مسعود قربانی با نام مستعار تقی به ما گفته شد که حسین ابریشمچی با نام مستعار رحمت خانه اش را برای این کار اختصاص داده و این مسئله آنقدر مهم است که او خانه خودش را در اختیار گذاشته، آدرس خانه به مصطفی معدن پیشه (رحمان) داده شد و او به همراه دو نفر دیگر به نام های شهرام روشن پناه و محمدرضا به خانه فوق رفتند. قرار بود آنها برطبق دستورالعملهایی که از بالا به ما گفته بودند خانه را آماده کنند و وسایل لازم برای شکنجه را تهیه کنند.

بعد از چند وقت جریان دزدیدن پاسداران کمیته پیش آمد و این جریان این طور بود که در خانه تیمی دیگری که در خیابان کارون داشتیم افراد مرکزیت بخش ویژه که مهدی کتیرایی و حسین ابریشمچی  بودند جمع شده بودند فردی که مسوول حفاظت این خانه بود جواد محمدی با نام مستعار طاهر بود. طاهر حین مراقبت از خانه و دیده بانی از داخل خانه مشاهده می کند که فردی بیرون از خانه ایستاده است به او مشکوک می شود و طبق خط داده شده اقدام به شناسایی وی می کند.

طاهر به خیابان می رود و از این فرد سوال می کند که مغازه ای که لوازم یدکی اتومبیل داشته باشد کجاست. وی آدرس یک مغازه لوازم یدکی را می دهد و طاهر فکر می کند وی بچه همین محل است و شکش برطرف می شود و به خانه برمی گردد.

روز بعد مشاهده می کند که همان فرد دیروزی به همراه یک جوان دیگر در خیابان ایستاده اند طاهر کاملا به آنها مشکوک می شود و به افراد بالا که در خانه بودند اطلاع می دهد آنها بعد از اینکه این جوانها را مشاهده می کنند به طاهر می گویند این دو نفر را بدزدید طاهر به همراه دو نفر دیگر که در آن خانه بودند اقدام به دزدیدن این دو جوان می کنند و به خیابان می آیند و با ماشین جلوی آنها می پیچند و به آنها می گویند که ما کمیته ای هستیم که به شما مشکوک شده ایم و با زور و تهدید این دو نفر را به داخل ماشین می اندازند و به ساختمانی که از قبل آماده شده بود می برند و به همراه افراد دیگر که در خانه بودند شروع به شکنجه آنها می کنند.

روایتی از یك شكنجه قرون وسطایی

مهران اصدقی در اعترافات خود نحوه شکنجه دو برادر پاسدار طالب طاهری و محسن میرجلیلی گفته: "جواد محمدی، رضا هاشملو و نبی ضیایی برادران پاسدار را با ماشین در حالیکه آنها را به پایین صندلی ماشین دولا کرده بودند وارد خانه کردند چون به برادران پاسدار گفته بودند ما کمیته ای هستیم و به شما مشکوک هستیم درخانه نیز می خواستند با همین وضع با آنها برخورد کنند ولی وقتی آنها را داخل اتاق وارد کنند برادران پاسدار عکس موسی خیابانی که به دیوار چسبیده بوده را می بینند متوجه می شوند که به وسیله چه کسانی ربوده شده اند.


به همین خاطر از همان ابتدا سکوت می کنند و جواد به همراه افرادی که در خانه بودند همان ابتدا سکوت می کنند و جواد به همراه افرادی که در خانه بودند دست به شکنجه می زنند  برادران پاسدار را روی صندلی نشانده و با طناب دست ها و پاهای آنها را می بندند و با کابل به کف پا و سر و صورت و بدن پاسداران می زنند و سپس جواد محمدی مدارک و کارت های پاسداری را از جیب برادران پاسدار درآورده و می برد تا به مسوولان بالا نشان دهد.

در همین روز از طریق مسعود قربانی که مسوول من ، مهران اصدقی بود به من اطلاع داده شد که چنین افرادی دزدیده شده اند و مسعود قربانی به من گفت: مسوولیت بازجویی از اینها به عهده توست و همین امشب سوالاتی در زمینه شیوه های شناسایی خانه های تیمی در می آوریم و تو به خانه خیابان بهار برو. من پس از تنظیم سوالات صبح به آن خانه رفتم و با ورود به خانه به دیدن افراد دزدیده شده رفتم نقابی پارچه ای به صورتم زدم و ابتدا وارد حمام شدم محسن میر جلیلی یکی از پاسداران در حمام بود و در حالیکه پاهایش تاول هایی زده بود که خون داخل آنها مرده بود با زنجیر دستها و پاهایش بسته شده بود. با ورود من به حمام، او متوجه شد که من فرد جدیدی هستم.

حدودا 26- 25 ساله بود و لاغر و قد بلند بود و فقط به من نگاه می کرد بعد از اینکه از حمام بیرون آمدم وارد اطاق شدم تا پاسدار دیگر را که طالب طاهری نام داشت ببینم او نیز دست ها و پاهایش با زنجیر بسته شده بود و پاهایش  متورم و کبود و تاول زده بود وی قدی نسبتا کوتاه داشت و حدود 17 ساله بود . از اتاق بیرون آمدم. من به همراه مصطفی و شهرام و محمدرضا کار شکنجه را شروع کردیم ابتدا آنها را روی صندلی بستیم و سپس صندلی را خواباندیم من کابل می زدم و مصطفی معدن پیشه دهانشان را با  پارچه گرفته بود تا صدا بیرون نرود و وقتی مصطفی میزد من دهانشان را می گرفتم آنها مرتب مطالب راتکذیب می کردند و هنگامی که خیلی از فشار ضربات دردشان میامد الله اکبر می گفتند.

در اثر زدن با کابل تاول هایی که روی پاهای آنها بود ترک می خورد و خون جاری می شد و به مصطفی گفتم پاهایش را باند پیچی کند تا بتوانیم مجددا آنها را بزنیم. در اثر ترکیدن تاولها خون کف حمام راه افتاده بود و وقتی شکنجه محسن تمام می شد او را بیرون می آوردیم و طالب را داخل حمام می بردیم. تا عصر ما شکنجه را ادامه دادیم وقتی خودمان خسته می شدیم آنها را از روی صندلی باز می کردیم و دست ها و پاهایشان را با زنجیر به میز داخل اطاق می بستیم.


روز بعد باز دست به کار شدیم در حمام من و مسعود قربانی نزد محسن میر جلیلی که روز صندلی بسته شده بود رفتیم مسعود قربانی خطاب به محسن گفت: شنیده ام تو اطلاعات نمی دهی میدانی ما با دشمنانمان چطور رفتار می کنیم؟ اگر اطلاعات ندهی ترا می پزیم سپس به من گفت اتو بیاور من اتو آوردم مسعود اتو را به برق زد و اتو را در حالیکه چراغش روشن شده بود و داغ می شد از فاصله بین تکیه گاه صندلی و محل نشستن آن به کمر محسن نزدیک کرد طوریکه او احساس می کرد که اتو داغ است و فقط به من خیره شده بود و هیچ حرفی نمی زد مسعود قربانی مجددا سوال کرد حرف میزنی یا نه؟ که به دنبال این حرف ناگهان اتو را به کمر محسن میر جلیلی چسباند که محسن از شدت درد با حالت عجیبی دهانش را باز کرد سپس از هوش رفت.

سپس مسعود قربانی به محمدرضا گفت آب سرد

رویش بریز تا به هوش بیاید . من از حمام بیرون رفتم و وارد اتاقی که جواد محمدی و مصطفی معدن پیشه در آن بودند شدم. جواد خطاب به طالب می گفت زندگی و نجاتت دست خودت است یا باید اطلاعات بدهی یا پوستت را می کنم سپس به مصطفی گفت: برو چاقو بیاور مصطفی چاقو را آورد و به جواد داد. جواد دو بار چاقو را روی بازوی طالب کشید که خون نیامد بار سوم چاقو را محکم کشید که بازوی طالب را برید ناگهان طالب بر اثر درد شدید تکان خورد و خون از بازویش جاری شد می خواست حرف بزند که جواد گفت:

خفه شو دوباره خواست حرفی بزند جواد گفت خفه شو و با مشت توی دهان طالب کوبید طوریکه دندان هایش شکست و دهانش خونی شد باز که خواست حرفی بزند جواد گفت الان حالیت می کنم و سپس میله ای سربی را برداشت و به دهان و فک و چانه و دندان های او زد مصطفی نیز با میله سربی دیگر که در دستش بود به جاهای مختلف بدن طالب می زد و این ضربات آنقدر محکم بود که طالب از ناحیه دنده هایش احساس درد شدید می کرد.

سپس به حمام رفتم دیدم محسن به هوش آمده است مسعود قربانی گفت: باید با آب داغ حال اینها را جا آورد و سپس من آب داغ آوردم و مسعود به من گفت: آب داغ را یواش یواش بریز تا بیشتر زجر بکشد.



طوری که تمام تاول های پایش ترکید و حال خیلی وحشتناکی پیدا کرده بود و از جای باندها خون آبه راه افتاده بود و پوست پاها از بدن جدا می شد. محسن بیهوش شد و وقتی به هوش آمد مسعود قربانی که آب داغ را روی دست های محسن ریخت که دستهایش پف کرد و چروک شد و حالت پختگی داشت. من در حالیکه عرق کرده بودم از حمام خارج شدم و به اتاقی که جواد و مصطفی بودند رفتم با صحنه دلخراشی مواجه شدم:

پوست سمت راست سرطالب به همراه موهایش کنده شده بود.

وقتی طالب به هوش آمد مصطفی سر او را محکم گرفت و جواد با عصبانیت گوش و بینی طالب را برید. طالب بیهوش شد جواد محمدی چاقو را کنار چشم طالب گذاشت و فشار داد که خون از چشمش بیرون ریخت  وقتی طالب به هوش آمد مصطفی با کابل به سینه و پاهای طالب می زد.

به حمام رفتم و با کابل شروع به زدن محسن کردم محمدرضا هم دهان محسن را گرفته بود. سپس محسن را که دیگر رمقی در بدن نداشت باز کردیم و داخل اتاق دیگر بردیم و با زنجیر به میز بستیم.

من مجددا به اتاقی که طالب در آن شکنجه می شد رفتم. طالب بیهوش، در حالیکه خون در جاهای مختلف صورتش خشکیده بود روی صندلی همچنان در حال شکنجه شدن بود و جواد محمدی در حالیکه انبردست در دستش بود مشغول کشیدن دندان های طالب بود. طالب که به هوش آمد جواد از او اطلاعات می خواست و در مورد یکسری کارت و مدارک پاسداری که از جیب طالب به دست آورده بود سوال می کرد و می گفت: آدرس دوستانت را به ما بده که طالب جوابی نمی داد. جواد گفت: اینطوری نمی شود باید این را کبابش کرد و مصطفی به آشپزخانه رفت و یک گاز پیک نیک و یک سیخ به همراه خودش آورد و به جواد داد.

شب آمپول سیانور به بدنشان تزریق کردیم که بعد از تزریق سیانور صدای خر خر از گلوی آنها خارج می شد و ما در حالیکه هنوز زنده بودند و در حال جان دادن بودند بدن آنها را طوری طناب پیچ کردیم که داخل صندوق عقب جا شود و حین طناب پیچ کردن دیدم داخل لباس های طالب خرده شیشه است به طرف خیابان نظام آباد به راه افتادیم تا ماشین را تحویل خروزندی و محمد جعفر هادیان برای دفن بدهیم.

بخشی از سوالات دادستان از مهران اصدقی

باتوجه به اینکه اجساد شکنجه شده توسط شما، سه تن از برادران پاسدار بوده اند و شما در رابطه با جزییات شکنجه به دو نفر از آنان اشاره نموده اید، در مورد سومین پاسدار شکنجه شده توضیح کافی دهید؟

پاسدار سوم که شاهرخ طهماسبی نام دارد به وسیله واحدهای دیگر بخش ویژه که تحت مسوولیت فردی به نام محمد شعبانی با نام مستعار نادر و حمید از مسوولان نظامی بخش ویژه بوده اند ربوده می شود. شاهرخ طهماسبی در یکی از خانه های تیمی بخش ویژه مورد شکنجه قرار می گیرد و پس از مقاومت زیادی که در قبال شکنجه می کند به شهادت می رسد و سپس وی را در محلی دفن می کنند.



هدف شما از اعمال این گونه شکنجه های وحشیانه چه بود؟

این خط جدای از سایر خطوط ما نبود چون بعد از ضربه 12 اردیبهشت خط شکنجه داده شد و در تحلیل سازمان نسبت به شکنجه گفته می شد که ما ضربه نظامی با رژیم زیاد زده ایم ولی تا به حال کار اطلاعاتی نکرده ایم کار اطلاعاتی موفقیتش خیلی بالا است و از طرفی ماهر نوع شیوه ای اعم از ترور، به آتش کشیدن منازل را انجام داده ایم ولی نتیجه ای نداده بنابراین باید به کار اطلاعاتی رو بیاوریم و با شکنجه افرادی که عضو شبکه های اطلاعاتی رژیم هستند می توانیم براحتی خطمان را جلو ببریم و جلوی ضرباتی که به خودمان وارد می شود بگیریم و به عبارتی حیات و موجودیت سازمان تنها و تنها با ادامه شکنجه امکان پذیر است.

این جنایات فجیع توسط چه کسانی طراحی و هدایت می شد؟

ضربه 12 اردیبهشت که به مرکزیت سازمان وارد شده بود کیفی ترین و بالاترین نیروهای سازمان را پشت جریان شکنجه کشاند چون مسئله مهم بود و خط سیر عملیاتی سازمان روی شکنجه قرار گرفته بود لذا مرکزیت سازمان در راس این جریان قرار داشت و بطور خاص افرادی از مرکزیت که در هدایت این جریان نقش داشتند عبارتند از مسعود رجوی، علی زرکش یزدی، محمود عطایی، مهدی افتخاری و افرادی که در داخل کشور مسوول اجرای آن بودند مهدی کتیرایی و حسین ابریشمچی... بودند و ما نیز عاملین اجرایی جریان فوق بودیم.

برادران در مقابل شکنجه وحشیانه شما چه عکس العملی از خود نشان می دادند؟

پاسداران در مقابل اقدامات ما هیچگونه اطلاعاتی ندادند و مقاومت کردند و در مقابل شکنجه های ما مدام الله اکبر می گفتند و هر چه قدر به آنها فشار می آوردیم تا آدرس دوستانشان و نحوه کشف خانه ها را به ما بدهند جواب نمی دادند و اظهار بی اطلاعی می کردند.

چه نتیجه ای از شکنجه عاید شما شد؟

با آن اهدافی که وارد این جریان شدیم چیزی از آن اهداف نصیبمان نشد و هنوز نتوانسته بودیم کانال ضربات را در بیاوریم و روز به روز ضربات بیشتری از جانب رژیم دریافت می کردیم لذا سازمان تصمیم به خارج کردن آخرین بازمانده های تشکیلات خود که ضربه نخورده بودند را گرفت و برای این که بتواند براحتی این کار را انجام دهد. خطر انجام روزی 30 عملیات به واحدهای عملیاتی داده شد تا جو شهر را متشنج کنند. از طرف دیگر افشای جریان شکنجه سازمان را زیر علامت سوال برده بود و حتی بچه های خودمان نسبت به این جریان مسئله دار شده بودند و سوال می کردند که این کار کیست و ما چون توجیهی برای کار نداشتیم و نتیجه مناسبی هم کسب نکرده بودیم ناچارا می گفتیم کار ما نیست.

پس از افشای جریان شکنجه و انعکاس آن در رسانه های گروهی، عکس العمل مرکزیت سازمان تروریستی منافقین چه بود؟

ضربات 12 اردیبهشت آنقدر برای سازمان سنگین بود که مانند فردی که غرق می شود و برای نجات خود به هر چیزی دست میاندازد ما نیز برای نجات خود از نابودی تنها به این فکر بودیم که حتی اگر شده برای چند روزی موجودیت سازمان را حفظ کنیم و لذا جنون آمیز دست به شکنجه زدیم و خودمان حتی پیش بینی این مسئله را نکرده بودیم که در صورت فاش شدن این قضیه چه کار کنیم این مسئله نشان دهنده دستپاچگی ما و بی برنامه بودن سازمان و نداشتن تحلیل درت از جریانات بود و وقتی خسرو زندی بعد از این جریان در عملیات دستگیر شد و محل دفن اجساد شکنجه شده و قضیه شکنجه گری سازمان لو رفت سازمان تصور نمی کرد که فاش شدن این جریان اینقدر برایش گران تمام شود و وقتی با انبوه شرکت کنندگان در تشیع جنازه این پاسدار و مسئله دار شدن بچه ها در داخل تشکیلات رو به رو شد و دید تمامی اذهان عمومی بر علیه اش بسیج شده اند مجبور به موضع گیری شد و به ما که در این عمل دست داشتیم گفتند چیزی به افراد تشکیلات نباید بگویید و اگر سوالی کردند بگویید کار خود رژیم است.

اعتراف فرانسوی!

اجساد سه تن از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی که به دست عناصر سازمان مجاهدین خلق ربوده شده و پس از شکنجه های فراوان به قتل رسیده بودند، امروز 25 مرداد با شرکت صدها هزار تن از مردم تهران تشیع شد. روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی از این مراسم نوشت:

پیکر مطهر سه تن از پاسداران مظلوم کمیته انقلاب اسلامی که به فجیع ترین وضع به دست منافقین ضد خلقی به شهادت رسیدند صبح امروز در میان انبوه هزاران تن از امت عزادار تهران با حضور شخصیت های سیاسی و مذهبی کشور از مقابل کمیته انقلاب اسلامی تشیع و در قطعه  26 شهدای بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

ساعت 9 صبح امروز در حالی که میدان بهارستان و خیابان های اطراف آن مملو از جمعیت عزادار تهران با چهره های برافروخته شان بود، پیکرهای مطهر شهیدان طالب طاهری، محسن میر جلیلی و شاهرخ طهماسبی، سه شهید مظلوم کمیته انقلاب اسلامی که پس از اسارات به دست منافقین و تحمل هولناک ترین شکنجه های ددمنشانه از سوی مزدوران امریکا، به شهادت رسیدند، طی مراسمی باشکوه در حالی که دسته موزیک مارش عزا می نواخت، به میان جمعیت انتقال داده شد.

تشییع کنندگان با گفتن الله اکبر، لا اله اله الله شعار می دادند: مرگ بر منافق، مجاهدین بر سنگر حق می ستیزند، منافقین در پشت جبهه خون می ریزند، ای پاسدار قرآن شهادتت مبارک، دادستان، دادستان به خاطر مکتب من، شکنجه های تن من، القصاص القصاص، شهیدان زنده اند الله اکبر، این جان و تن ما هدیه به رهبر ماست.

خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی این مراسم، اقدامات سازمان مجاهدین خلق و مقابله جمهوری اسلامی با آن سازمان را مورد توجه قرار داده است که گزیده ای از آن بدین شرح است: با اجتماع هزاران تن از مردم تهران برای تشییع جنازه سه پاسداری که به وسیله منافقین شکنجه شده بودند، مبارزه ای که مقامات ایرانی از چند روز قبل علیه تروریسم داخلی شروع کرده بودند، مشخص تر شد.

اجساد این سه تن در حالی که در پلاستیک پیچیده شده بود بر سر دست های هزاران تن، از کمیته مرکزی مرکز تهران تشییع شد. صدای گنگ دست هیای که با یک نوحه به شدت به سینه ها می خورد با فریاد مرگ بر منافق در حالی که مشت ها به هوا می رفتند جا عوض می کرد...



نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  

برگزیده ها

پ ک ک :رفراندوم در اقلیم کردستان عراق تاکتیک مسعود بارزانی برای فرار از مشکلات تلقی می شود پ ک ک :رفراندوم در اقلیم کردستان عراق تاکتیک مسعود بارزانی برای فرار از مشکلات تلقی می شود

آکام نیوز:پ ک ک سیاست های بارزانی را نابخردانه عنوان داشت و ...
شعارهای ترامپ و رویا پردازی اپوزیسیون شعارهای ترامپ و رویا پردازی اپوزیسیون

آکام نیوز:سال ۲۰۰۳ زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد و رژیم ب...
اوضاع متشنج تشکیلات حزب منحله دمکرات در اروپا اوضاع متشنج تشکیلات حزب منحله دمکرات در اروپا

آکام نیوز:در چند روز اخیر که حزب منحله دمکرات “حدکا”در حال ب...
وفای به عهد در حزب منحله دمکرات، سعدی محمدی و کاوه بهرامی وفای به عهد در حزب منحله دمکرات، سعدی محمدی و کاوه بهرامی

آکام نیوز:در تاریخ حزب منحله دمکرات از گذشته تا بحال،بحث نار...
تغییر ساختار حزب منحله دمکرات؛توطئه هجری یا طرحی اساسی تغییر ساختار حزب منحله دمکرات؛توطئه هجری یا طرحی اساسی

آکام نیوز:طرح تغییر ساختار حزب منحله و تروریستی دمکرات کردست...

کاریکاتور

یادداشت

یادی از ملامصطفی و ادریس بارزانی،مردی که می‌گفت؛«هرجا یک کُرد هست، آنجا ایران است» یادی از ملامصطفی و ادریس بارزانی،مردی که می‌گفت؛«هرجا یک کُرد هست، آنجا ایران است»

آکام نیوز-احسان هوشمند:«ملامصطفی بارزانی یکی از رهبران سیاسی...
حمله تند سیامند معینی رئیس مشترک فرقه پژاک به بارزانی:بارزانی در خدمت اشغالگران است حمله تند سیامند معینی رئیس مشترک فرقه پژاک به بارزانی:بارزانی در خدمت اشغالگران است

آکام نیوز:رئیس مشترک پژاک سیامند معنی در اظهاراتی تازه به بر...
رازهایی از زندگی شخصی و محرمانه عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تروریستی کومله رازهایی از زندگی شخصی و محرمانه عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تروریستی کومله

آکام نیوز:ﺑﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺟﻨﮓ ﺳﺮﺩ بین ﺑﻠﻮﮎ ﻏﺮﺏ ﻭ ﺷﺮﻕ،ایران ﻫﻢ ﺷﺎﻫﺪ ف...
از دموکراسی اسلحه تا فرش قرمز برای مزدوران در ایران! از دموکراسی اسلحه تا فرش قرمز برای مزدوران در ایران!

آکام نیوز:این روزها پس از انتخاب دونالد ترامپ در آمریکا خبره...
حمله ارتش سایبری ایران به سایت ایران گلوبال ضد انقلاب حمله ارتش سایبری ایران به سایت ایران گلوبال ضد انقلاب

آکام نیوز-اختصاصی:مطلع شدیم ارتش سایبری جمهوری اسلامی ایران ...
کومله چیست؛دمکرات کیست؟؟!! کومله چیست؛دمکرات کیست؟؟!!

آکام نیوز:به نقل از سایت خبری هاوری کوردستان:تفسیری کوتاه در...

عضویت در خبرنامه

نام :  
ایمیل :  
 

پیوندها